محمد محمود هاشمی
۳۱ اردیبهشت سال ۱۳۷۰ (۲۱ مه ۱۹۹۱ میلادی) راجیو گاندی نخست وزیر سابق هند در سفر انتخاباتی به شهر سریپرومبودور در جنوب تامیل نادو هدف سوءقصد قرار گرفت و کشته شد. در دومین روز رأی گیری انتخابات، وی در حال تبلیغ برای حزب کنگره بود که بمب قدرتمندِ پنهان در سبد گل در کنارش منفجر شد و او را تکه تکه کرد. علاوه بر قاتل و شخص راجیو گاندی، ۱۴ نفر دیگر در دم جان خود را از دست دادند. در این انفجار مهیب ۴۳ نفر به شدت مجروح شدند. در نهایت آمار کشته شدگان این حادثه به ۵۱ نفر رسید.
هیچ کس مسئولیت این قتل را بر عهده نگرفت اما واضح بود که دشمنان اصلی راجیو گاندی، یعنی ببرهای تامیل مقصر اصلی ترور وی هستند. قاتل زنی جوان از اعضای این گروه تروریستی جدایی طلب از سریلانکا بود . زمانی که راجیو گاندی از وسیله نقلیه پیاده شد و از میان جمعیت به سمت جایگاه سخنرانی در حرکت بود ، اعضای محلی حزب کنگره ملی، مردم محلی و دانش آموزان بر خلاف تشریفات امنیتی گرد گاندی جوان جمع شدند و او را گلباران کردند. عامل ترور از این فرصت استفاده کرد و سبد گل را به سمت راجیو گاندی برد. هنگامی که در برابرش قرار گرفت، بنا بر سنت هندیان، برای ادای احترام خم شد، گویی می خواهد پای راجیو را مسح کند، اما در همین لحظه کمربند انفجاری خود را کشید و بمب منفجر شد. فیلمبرداری محلی از این صحنه فیلم گرفت، این فیلمبردار در اثر انفجار جان باخت، در حالی که فیلم صحنه ترور سالم باقی ماند و سندی مهم از این عمل تروریستی شد.
وارث نهرو
راجیو پسر ایندیرا گاندی، اولین نخست وزیر زن هند، بود. پدر ایندیرا، جواهر لعل نهرو، رهبری سیاسی هندیان را در جنبش استقلال هند بر عهده داشت. از روزی که هند کشوری مستقل شد، نهرو به مقام نخست وزیری رسید و اداره هندوستان را برعهده گرفت. او علاوه بر اینکه سیاستمداری برجسته در جنبش های ضداستعماری جهان بود، فردی صاحب نظر و فرهیخته در اندیشه ورزی سیاسی و تاریخی به حساب میآمد و کتاب او با عنوان «نگاهی به تاریخ جهان» بیانگر نظریات او در این زمینه است.
او این کتاب را در زندان خطاب به دخترش ایندیرا نوشت تا به او و سایر فرزندان هند و جهانِ در حال توسعه، خوانشی ضد استعماری از تاریخ جهان را ارائه دهد.ایندیرا به جای نام خانوادگی پدر، به احترام رهبر معنوی استقلال هند، ماهاتما گاندی، نام خانوادگی گاندی را برگزید و همین نام خانوادگی به پسرانش نیز به ارث رسید. نهرو، دخترش ایندیرا و نوهاش راجیو در مجموع به صورت مداوم مقام نخست وزیری را در هند بر عهده داشتند و تا زمان ترور راجیو، تنها ۵ سال نخست وزیری بر عهده این خانواده نبود.
راجیو تحصیلاتش را در انگلستان و دانشگاه کمبریج گذراند و زمانی که به کشورش بازگشت شغل خلبانی هواپیماهای مسافربری را برگزید. اما برادرش سانجی به راه مادر و پدربزرگش رفت و نماینده پارلمان شد.
در سال ۱۹۸۰ میلادی سانجی در پی سانحه هوایی جان باخت. این حادثه باعث شد تا عده زیادی از افراد پرنفوذ حزب کنگره، با پافشاری، از راجیو بخواهند تا وارد عرصه سیاست شود. در نهایت، راجیو رضایت داد و شغل خلبانی را رها کرد و در انتخابات پارلمانی حضور یافت و کرسی پارلمانی برادرش را در مجلس هند به دست آورد.
در سال ۱۹۸۴ میلادی، ایندیرا گاندی تصمیم گرفت تا به فعالیتهای جدایی طلبانه سیکها در هند پایان دهد. به همین سبب، فرمان اجرای عملیات ستاره آبی را علیه سیکهای شورشی حاضر در معبد طلایی صادر کرد تا به این وسیله ارتش هند با حمله به معبد مقدس سیکها و با اعمال زور فعالان جدایی طلب سیک را از معبد بیرون کند. این عملیات فرجامی خونین داشت و عده قابل ملاحظه ای از سیک ها در حمله دولت هند از پای درآمدند. این حادثه خشم سیکها از جمله دو تن، از محافظان ایندیرا گاندی را برانگیخت.
این محافظان در فرصتی که به دست آوردند به ایندیرا گاندی تیراندازی کردند و نخست وزیر هند را به قتل رساندند. حال انتظارها از راجیو این بود که به جای مادرش مقام نخست وزیری را بر عهده بگیرد و وارث خانوده نهرو شود.
سیاستهای دولت راجیو گاندی
راجیو گاندی از همان ابتدای جان باختن مادرش با بحرانهای بزرگی دست و پنجه نرم کرد. اولین چالش او کنترل اوباشی بود که به بهانه قتل مادرش به خیابانها ریخته بودند و علیه سیکهای دهلی شورش کردند. در این بحران،تعداد سیکهای به قتل رسیده بین ۸۰۰۰ تا ۱۷۰۰۰ نفر تخمین زده شد.
به هر روی راجیو گاندی جانشین مادر شد و مقام نخست وزیری هند را به دست آورد. او تلاش کرد تا تحولی در سیاست و اقتصاد هند به وجود آورد. از جمله برنامههای اقتصادی جدیدی را در پیش گرفت که بر اساس آن در هند راه برای سرمایه گذاری خصوصی بیشتر باز می شد. به این ترتیب که دولت راجیو گاندی اقداماتی را انجام داد تا مشاغل و افراد اجازه یابند تا بدون محدودیتهای بوروکراتیک، کالاهای سرمایهای، مصرفی و وارداتی خریداری کنند. دولت او با این سیاست، از اقتصاد دولتی فاصله گرفت و به بازار جهانی و اقتصاد بازتر روی آورد. همچنین گاندی حمایت دولت از علم، فناوری و صنایع وابسته را افزایش داد و سهمیه واردات، مالیات و تعرفههای صنایع مبتنی بر فناوری به ویژه کامپیوتر، خطوط هوایی، دفاع و مخابرات را کاهش داد.
در سال ۱۹۸۶، او یک سیاست ملی در آموزش برای نوسازی و گسترش برنامههای آموزش عالی در سراسر هند اعلام کرد. او در این سال سیستم جواهر ناوودایا ویدیالای را تأسیس کرد. این سیستم یک مؤسسه آموزشی مستقر در دولت مرکزی است که به جمعیت روستایی از کلاس ششم تا دوازدهم آموزش رایگان ارائه میدهد. در کنار این اقدامات در جهت رفاه حال روستاییان، در سال ۱۹۸۶ دولت راجیو گاندی پروژهای را آغاز کرد که منجر به ایجاد دفاتر تلفن عمومی و توسعه شبکه تلفن در مناطق روستایی شد.
اما کار در حزب کنگره با وجود رقبای کارکشته و قدیمی حزب برای راجیو کاری آسان نبود. با اختلافاتی که در حزب کنگره به وجود آمد، مخالفان راجیو گاندی علیه او دست به افشاگری زده او را به فساد اقتصادی متهم کردند. همین امر سبب شد تا دولت وی سقوط کند. در انتخابات بعدی بود که راجیو گاندی رقابت برای بازپس گیری دولت را آغاز کرد، اما در اثر سؤقصد ببرهای تامیل به قتل رسید. در پی این حادثه تروریستی دوره حکمرانی خاندان نهرو در هند به پایان آمد.
ببرهای تامیل که بودند؟
سریلانکا جزیرهای است در جنوب شبه قاره هند. سریلانکا به لحاظ فرهنگی با هند پیوندی عمیق دارد. سریلانکا که در قدیم به آن «سیلان» میگفتند، مانند شبه قاره هند مستعمره بریتانیا بود. مردمان سریلانکا به دو قوم سینهالی و تامیل تقسیم میشوند. اکثریت جمعیت این کشور با قوم سینهالی است که از اقوام هند و اروپایی شمال هند بودند که به این جزیره مهاجرت کردند. تامیلها ۱۱ درصد از جمعیت این کشور را تشکیل میدهند و از قوم دراویدی هستند.
ظهور ستیزهجویی تامیل ریشه در تحولات سیاسی و تنشهای قومی در سریلانکای پس از استقلال دارد. دولتهای تحت رهبری سینهالیها تلاش کردند تا حضور فزاینده اقلیت تامیل در مشاغل دولتی را کاهش دهند که منجر به تبعیض قومی، نفرتپراکنی و سیاستهای تفرقهانگیز، از جمله «قانون فقط سینهالیها» و شورشهای ضد تامیل شد. این سیاستها بود که ایدئولوژیهای جداییطلبانه را در میان بسیاری از رهبران تامیل رقم زد.
این گروه در مه سال ۱۹۷۶ برای ایجاد یک ایالت مستقل در شمال و شرق سریلانکا پایهگذاشته شد و به مرور زمان به یک جنبش خشن تبدیل شد. ببرهای تامیل سالها برای استقلال از سریلانکا جنگیدند و در این جنگها دهها هزار نفر کشته شدند.
ببرهای تامیل قویترین و پیشرفتهترین جنبش ضد دولتی در دنیا بهشمار میآمدند. آنها میتوانستند با هواپیما به مواضع دولتی حمله کنند، ماهوارهها را مورد هجوم الکترونیک قرار دهند از کار بیندازند و توانایی زیادی در جنگهای چریکی داشتند. ببرهای تامیل علاوه بر بعد نظامی، در بعد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نیز صاحب تشکیلات مهمی بودند.
مهم ترین حامی ببرهای تامیل، هندوستان بود. هند ایالتی به نام تامیل نادو دارد که در جنوب این کشور و در نزدیکی سریلانکا واقع است. این ایالت ۷۲ میلیون نفر جمعیت دارد که اکثریت آن از قوم تامیل هستند. همین امر سبب پیوند میان مردم این ایالت با تامیلهای سریلانکا شد و یکی از انگیزههای حمایت هند از شورشیان تامیل سریلانکا به حساب میآمد. در کنار این عامل، دولت هند در واکنش به عوامل مختلف ژئوپلیتیکی و اقتصادیای که ناشی از جایگاه جغرافیایی سریلانکا در جنوب شبه قاره هند بود، از اوت ۱۹۸۳ تا مه ۱۹۸۷، از طریق سازمان اطلاعاتی خود کمکهای مهمی را در ابعاد مختلف در اختیار شش گروه شورشی تامیل سریلانکا از جمله ببرهای تامیل قرار داد. همین امر سبب شده بود تا ببرهای تامیل از دولتمردان هند انتظار کمک و همراهی مداوم داشته باشند.
انگیزه ترور راجیو گاندی
ببرهای تامیل، راجیو گاندی را کشتند تا مانع از آن شوند که او دوباره به قدرت بازگردد. راجیو گاندی به این نتیجه رسیده بود که ببرهای تامیل باید فعالیت تروریستی و مسلحانه را کنار بگذارند و تامیلهای هند نیز باید خلع سلاح شوند. به این ترتیب گروهی که با ماهیت نظامی و جدایی طلبانه در سریلانکا شکل گرفته بود، با خطر بزرگ از میان رفتن روبرو شده بود. راجیو گاندی حتی در مصاحبهای با مجله «ساندی» در اوت ۱۹۹۰ با دفاع از امضای توافق میان هند و سریلانکا تأکید کرد که اگر به قدرت بازگردد، ببرهای تامیل را خلع سلاح خواهد کرد.این سخنان راجیو گاندی امکان سؤقصد علیه او را زیاد کرد و حتی دولت هند به راجیو گاندی هشدار داد تا به تامیل نادو نرود، اما دو بار هیأتهایی از گروه جدایی طلب تامیل با راجیو گاندی ملاقات کردند و به او اطمینان دادند که قصد کشتنش را ندارند. همین امر سبب شد تا راجیو گاندی بی توجه به خطراتی که جانش را تهدید میکرد، پا به جایی گذارد که قتلگاهش شد.
سرانجام تروریست ها
گروه جدایی طلب تامیل تا آنجا پیش رفت که اقدام به قتل راجیو گاندی کرد، اما ترور و خشونت نتوانست مانع از فرسایش و نابودی این گروه شود.
در سال ۱۳۸۸ (۲۰۰۹ میلادی) «ولوپیلای پرابهاکاران» رهبر شورشیان تامیل درحالی که تلاش میکرد همراه تعداد اندکی از مشاوران خود با یک مینی بوس و یک آمبولانس از منطقه درگیری خارج شود، هدف حمله قرار گرفت و همراه دو سرنشین دیگر خودرو کشته شد.
در نبردهایی که در این زمان به وقوع پیوست، مجموعه رهبری ببرهای آزادیبخش تامیل از جمله رهبر عالی آن به دست نظامیان سریلانکایی کشته شدند. با شکست کامل شورشیان ببرهای تامیل در سریلانکا، رئیس جمهوری این کشور پس از حدود ۳۰ سال، پایان جنگ داخلی را اعلام کرد.
با پایان کار ببرهای تامیل، ارتش کنترل همه بخشهای سریلانکا را به دست گرفت. نیروهای تامیل در پیامی به شکست نظامی خود پس از دهها سال مناقشه جداییطلبانه در جنگ با نیروهای دولتی سریلانکا اعتراف کردند. تامیلیها در این پیام آشکارا گفتند به پایان این جنگ تلخ رسیدهاند و از این پس دیگر از سلاح استفاده نخواهند کرد.
شما چه نظری دارید؟